نقش عیسی مسیح(ع) در دولت امام زمان(عج) (حجت الاسلام و المسلمین رحیم کارگر)

منجی یقینا یک تن بیش نیست و نمی تواند افراد متعدد باشد. ابتدا باید دانست که: «ماشیح » نماد آینده نگری یهود، «عیسی مسیح»، نماد آینده نگری مسیحیت و «مهدی موعود»، نماد آینده نگری اسلام است.
در واقع تمامیت آینده این ادیان و حتی آینده جهان در نظر آنها، با این آینده نگری و نجات بخشی، پیوند وثیقی دارد. در یهود، یک منجی ناشناخته در یک زمان نامعلوم، از تبار داوود به دنیا می آید و سرنوشت آینده جهان را به یهود گره می زند! در مسیحیت این منجی، عیسی مسیح است که از یک عالم دیگر رجعت می کند و ملکوت الهی را محقق می بخشد. در اسلام از دیدگاه شیعه، منجی، موعود، امام و حاکم جهان، از فرزندان پیامبر اکرم (ص) بوده و نهمین امام(عج) بعد از امام حسین (ع) است.
بازگشت مسیح یکی از باورهای اساسی مسیحیت است که فرجام‌شناسی آن را شکل داده است. در طول تاریخ، همه مسیحیان باور داشتند که عیسی مسیح در آخرالزمان در کمال شکوه و جلال باز خواهد گشت تا عمل نجات‌بخشی خویش را - که با ظهور اولیه‌اش بشارت داده است - به انجام رساند و ملکوت الهی را در شکل کاملش برقرار سازد.
عهد جدید با تأکید فراوان اعلام می‌کند که شخص عیسی(ع) به صورت ناگهانی و بدون اطلاع قبلی در جلال و هیبت پدر و به همراه فرشتگان و همراه با پیروزی و فتح به جهان بازخواهد گشت و با تشکیل حکومت و برپایی ملکوت الهی، بنی‌اسرائیل و همه مؤمنان به خود را نجات خواهد داد.
اما از دیدگاه شیعه اصل بازگشت عیسی مسیح(ع) پذیرفته شده است؛ اما منجی واقعی یک تن بیشتر نیست و آن کسی نیست جز حضرت مهدی(عج). عیسی مسیح(ع) کار ناتمام خود را تحت ولایت و امامت آن حضرت(عج) پی خواهد گرفت و همراه ایشان، به هدایت و نجات بشر همت خواهد گمارد. خود عيسى(ع) نيز منتظر ظهور قريب الوقوع حکومت خدا بوده است و عباراتى که در اين زمينه بيان مى نموده، براى شخص غايب بوده است (نه خودش).
ويژگى ها و صفات برشمرده شده در مورد منجى موعود(عج) با شخص ديگرى - به غير از مسيح - تطبيق مى يابد و آن کسى جز حضرت مهدى (عج) نيست که عيسى عليه السلام نيز به يارى او خواهد شتافت و در بازگشت نهايى خود، به عنوان وزير و مشاور او عمل خواهد کرد. این نوشته صریح خود انجیل است که مسیحیان آن را نادیده گرفته و خود را نسبت به آن بی توجه و نادان نشان می دهند: «عيسى به آنان گفت: لازم است که به شهرهاى ديگر نيز بروم ومژده فرا رسيدن ملکوت خدا را به مردم اعلام کنم؛ زيرا براى همين منظور فرستاده شده ام»
با بررسى کتاب هاى عهد جديد روشن مى شود: هر چند عيسى (ع) باز خواهد گشت و نجات و رستگارى مردم در دست او خواهد بود؛ اما او حکومت و سلطنتى دنيوى نخواهد داشت (زيرا سلطنت او مربوط به باطن انسان ها است). به موجب بعضى از اين کتاب ها، عيسى مسيح(ع) براى بار دوّم به عنوان قاضى جهانيان (داورى) خواهد آمد. مؤلفان عهد جديد بى چون و چرا قبول داشتند که ظهور مسيح(ع)، مترادف با آغاز زمان واپسين و نمود تحقّق وعده فرجام شناسى است.
اين بيان که (اعصار به پايان رسيده)، به اين مفهوم است که آدمى به دوران واپسين ماجراى خود گام نهاده و به پايان قطعى تاريخ نزديک شده است. ملکوت خدا در حال آمدن است. بر این اساس مسيح، رستگارى مردم و تحقّق ملکوت خدا را به ارمغان مى آورد. اين رستگارى نيز بيشتر جنبه اخروى و روحى دارد و جزئيات آن دقيق و روشن نيست.
اما این مهدی موعود(عج) است که مقدم بر عیسی مسیح(ع)، امامت و ولایت و حاکمیت بر جهان را در دست دارد و همه صالحان و رجال الهی ، در پرتو رهبری او ، به نجات مردم جهان همت خواهند گماشت...

دسته بندي: