انتظار بدون بصیرت «عاشورا» و «صفین» دیگر را رقم می زند

حجت الاسلام محمدصابر جعفری، رئیس انجمن علمی مهدویت حوزه:
ویژگی عمارها این بود که به امام اعتماد می کردند و همراه او بودند. به عبارت دیگر صرف حضور و وجود امام خوب برای فلاح و سلامت جامعه کافی نیست بلکه خواصی لازم است که با امام همراه باشند، به موقع روشنگری کنند، حق را بشناسند.
بنابر تصریح تاریخ اسلام ایام آغازین ماه صفر مقارن است با شروع جنگ صفین میان امیرالمومنین(ع) با معاویه که نهایتاً به دلیل بی بصیرتی مردم و عدم همراهی آنها با قول و فعل امام(ع)، به ماجرای حکمیت و خلع امیرالمومنین امام علی(ع) از خلافت و نصب معاویه به خلافت بود که مصائب بیشماری را به اسلام و مسلمین وارد کرد.
لذا در بررسی ریشه های این اتفاق و مقایسه آن با رفتار و ادعاهای منتظرانه که بدون بصیرت می توانند برای حضرت حجت(عج) و دولت جهانی ایشان مشکل آفرین باشند با یک کارشناس به گفت وگو پرداخته ایم که مشروح آن به حضورتان تقدیم می شود:
حجت الاسلام محمدصابر جعفری، در رابطه با «ضرورت همراهی بصیرت با انتظار»، اظهار کرد: ما تصور می کنیم صرف حضور امام در جامعه، همه مشکلات را حل می کند. در حالی که اینگونه نیست. تاریخ شهادت می دهد که حتی اگر امام معصوم(ع) در جامعه ای حاضر باشد ولی مردم جامعه آن گونه که باید امام را همراهی نکنند، آن جامعه به سامان نمی رسد. یکی از مسایل درس آموز تاریخ که می توان به عنوان یک عبرت بزرگ، آن را در صحنه های مختلف دید موضوع «بصیرت و عدم بصیرت جامعه در همراهی با امام» است. به عبارت دیگر وقتی جامعه به ویژه خواص آن بتوانند نگاه تیزبین داشته باشند، می توان آن جامعه را مصون از حوادث دانست.
وی در توضیح مفهوم «نگاه تیزبین» گفت: نگاه تیزبین یعنی دیدن همه جوانب و آینده حوادث؛ برای تعریف و ترسیم بصیرت می گوییم بصیرت عبارت است از «دیدن اهداف و سیاست های دشمن؛ دیدن آینده و پیامدهای یک تصمیم یا در نظر گرفتن همه جوانب آن تصمیم».
رئیس انجمن مهدویت حوزه تصریح کرد: به عنوان مثال یک رزمنده را در میدان رزم در نظر بگیرید، گاهی یک رزمنده ممکن است تنها سمت مقابل خود را بببیند اما رزمنده دیگری که از او دقیق تر است همه اطراف و جوانب را می بیند و حتی دورترین نقاط را بررسی می کند.
حجت الاسلام جعفری ابراز کرد: با این نگاه وقتی بررسی می کنیم، می بینیم در حادثه های مختلف تاریخ، عبرت های گوناگونی قابل مشاهده است از جمله در جنگ صفین که اتفاقا امیرالمومنین (ع) طی سخنانی که در رابطه با این جنگ داشته اند دقیقا به مسئله «بصیرت» اشاره می فرمایند. حضرت(ع) در این واقعه حوادثی را می دیدند و به افراد تذکر می دادند به عنوان مثال پس از آنکه واقعه حکمیت بر حضرت(ع) تحمیل شد ایشان در مسیر بازگشت به کوفه فرمودند: «من به شما گفته بودم که چنین مسایلی رخ خواهد داد. من نسبت به این مسئله به شما اخطار داده بودم که دشمن چه حربه هایی دارد و به دنبال چیست ؟ اما شما هشدارهای مرا نشنیدید.»
ایشان ادامه داد: در نهج البلاغه، جلد ۲، صفحه ۲۲۰ و بحارالانوار جلد ۳۳ نقل شده که امیرالمومنین امام علی (ع) پس از حادثه حکمیت در حال بازگشت به کوفه فرمودند: «کسی که در امری نابینا باشد روز قیامت نابیناتر است.» (این سخن در خطاب به خوارج است) و منظور حضرت(ع) این است که وقتی کسی خود را به کوری می زند این نابینایی در قیامت شدیدتر خواهد بود. در ادامه حضرت(ع) می فرمایند: «شما را قسم می دهم آیا به خاطر دارید که وقتی قرآن ها را بر نیزه کردند شما گفتید برویم گفتگو کنیم، آیا به خاطر دارید که فریب خوردید؟»
وی تاکید کرد: یکی از شیوه های دشمن در میدان جنگ زمانی که در حال شکست باشد این است که یا درخواست امان می کند یا امان می دهد. همچنان که در جنگ صفین وقتی معاویه و عمروعاص شکست را برای خود مسلم می دیدند، تاکتیک و سیاست خود را تغییر دادند و قرآن ها را بر سر نیزه زدند. گفتند هم ما و هم شما مسلمان هستیم پس قرآن بین ما حکم کند.
حجت السلام جعفری تاکید کرد: افراد ساده لوحی که در ظاهر با امیرالمومنین امام علی (ع) بودند اما دل در گروی سپاه معاویه داشتند و به امام و پیشوای خود اعتماد نداشتند، فضایی ایجاد کردند که اکثریت سپاه امیرالمومنین (ع) این قرآن به نیزه کردن را باور کردند و گفتند حرف آنها این است که قرآن و کتاب خدا محور باشد و ما نیز این را می پذیریم، در حالی که این تاکتیک دشمن بود. حضرت علی (ع) در همین رابطه فرموده اند: «به خاطر دارید که شما از گفت و گو سخن می گفتید و گفتید آنها از صلح سخن می گویند، پس ما نیز صلح می کنیم. من در آن هنگام به شما چه گفتم؟ آیا نگفتم من بهتر از شما اینان را می شناسم؟ من اهداف آنها را می دانم؛ آیا نگفتم این مردم اهل قرآن و اهل دین نیستند بلکه دروغ می گویند؛ من کودکی و بزرگی آنها را می شناسم» منظور حضرت(ع) از این سخنان این است که من ریشه و سوابق این افراد را می دانم و می شناسم، اگر می بینید امروز قرآن بر سر نیزه زده اند این چیزی نیست جز فریب و خدعه، آنها به دنبال فریب کاری هستند.
حجت السلام جعفری ادامه داد: گویا حضرت(ع) در این سخنان گلایه می کنند که مگر من به شما نگفتم که به دشمن اعتماد نکنید؟ مگر نگفتم این جماعت اهل اعتماد نیستند؟ جالب است که در قرآن کریم تعبیری داریم که می فرماید: «فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ» سوره توبه آیه ۱۲) لفظ «أَيْمَانَ» که در این آیه به کار رفته با ایمان متفاوت است؛ «أیمان» یعنی پایند نبودن به هیچ عهد و پیمانی. قرآن می فرماید با چنین افرادی بجنگید. امیرالمومنین علی (ع) نیز در این کلامی می فرمایند: این افراد به هیچ عهد و پیمانی پایبند نیستند بنابراین باید با آنها جنگید. اما سپاهیان اصرار کردند که قرآن بین ما حکم کند! حضرت(ع) گلایه می کنند که من وقتی اصرار شما را برای مذاکره و حکمیت دیدم، پذیرفتم اما برای آن شروطی قرار دادم، خطوط قرمز را مشخص و حدود را برای شما بیان کردم، گفتم که اگر بر طبق قرآن عمل می کنند ما با قرآن مخالفت نداریم اما اگر برخلاف قرآن حکمیت کردند نباید سخن آنها را پذیرفت.
رئیس انجمن تصریح کرد: نکته مهمی که از خلال این مباحث به دست می آید این است که اگر جامعه و بخصوص خواص جامعه به امام جامعه اعتماد نکنند دچار چنین سرنوشتی می شوند. این یکی از مشکلاتی است که دشمن ایجاد می کند یعنی تمام فعالیت ها، زحمات و خوبی های امام مسلمین را از طریق تخریب و تبلیغ و... در ذهن برخی مردم تخریب می کند تا جایی که جامعه نسبت به تصمیم امام، نسبت به زنگ خطر و هشدار امام، بی تفاوت می شود. امام حسین (ع) نیز وقتی در روز عاشورا از مردم گلایه می کنند می فرمایند: «وای بر شما ای جماعت! هنگامی که از شما یاری می خواهیم همراهی نمی کنید، شما شمشیرهایی را که دشمن آنها را آخته و آماده کرده، بر ما می زنید. وسیله و ابزار دست دشمن شده اید.» سپس چنین تعبیری دارند: «شما بدون این که بدی ای از ما دیده باشید اما دست آویز دشمن شدید بدون اینکه هیچ سودی از دشمن به شما برسد.»
وی ادامه داد: در همین رابطه امیرالمومنین (ع) در آخرین خطبه خود می فرمایند «من بسیار شما را نصیحت کردم و گوش نکردید. آیا شما با این شرایط دنبال امام دیگری دلسوزتر از من می گردید که شما را راهنمایی کند؟ من تمام راه و چاه و انتهای اهداف دشمن را به شما گفتم.» نکته ای که از سخنان امیرالمومنین (ع) و امام حسین (ع) برمی آید این است که امام(ع) هشدار می دهند که دشمن شما را فریب می دهد و وقتی من به شما تذکر می دهم توجه نمی کنید، این یعنی بی بصیرتی.
حجت الاسلام جعفری با تاکید بر لزوم شناخت سیاست ها و اهداف دشمن و پشت تصمیم های او، افزود: به نظر می رسد ماجرای حکمیت و صفین درسی برای امروز ما نیز دارد. اگر دشمن را نشناسیم، اگر دشمن را جدی نگیریم، مکر دشمن را جدی نگیریم و تصور کنیم که دشمنی ای وجود ندارد، بی بصیرت هستیم. چرا که دشمنی دشمن در جای خود باقی می ماند. امیرالمومنین (ع) در آخرین خطبه خود (خطبه ۱۸۲ نهج البلاغه) با حالت گریه بر بالای منبر از مردم گلایه می کنند و با یاد کردن از شهدای صدر اسلام می فرمایند: «من همه راه ها را برای شما بیان کردم، کسانی که در این راه شهید شدند ضرر نکردند، کجا هستند رفیقان من!؟ أینَ عمار؟ أینَ ذو الشهادتین؟ آه از یارانی که قرآن را معیار خود قرار می دادند، به امام خود اعتماد کرده و امام را همراهی کردند؛ صدای جهاد را شنیدند و اجابت کردند.
وی در پایان خاطرنشان کرد: بر اساس این خطبه، امام (ع) از جامعه و خواص توقع دارد. حضرت غیر مستقیم می فرمایند: ویژگی عمارها این بود که به امام اعتماد می کردند و همراه او بودند. به عبارت دیگر صرف حضور و وجود امام خوب برای فلاح و سلامت جامعه کافی نیست بلکه خواصی لازم است که با امام همراه باشند، به موقع روشنگری کنند، حق را بشناسند. علاوه بر حضور امام بر جامعه بصیرت جامعه نیز از ابزارهای لازم برای حرکت به سوی سلامت و فلاح جامعه است.